ستاره نه،زلال تر سپیده است
که از نگاه آسمان چکیده است
دوباره پنجره به صبح خیره ماند
چقدر رنگ آسمان پریده است!
هوای روشن و لطیف و تازه ای است
کسی بهار را نفس کشیده است؟
رسید دختری که نور می نوشت
شب گذشته قرص ماه چیده است
دو موی زرد بافته، لبان سرخ
شبیه باغ سیب نو رسیده است
گذاشت پای رودخانه کوزه را
و خم شد آه! توی آب دیده است.
دو ماهی قشنگ رنگ یک انار
خدا چه چیزها نیافریده است!
و دید دختری درون آب که.
بزرگ تر شده، و قد کشیده است
حواس او به روزهای رد شده است
خیال او به دورها پریده است
دو سنگ ریزه، پای او، صدای جیغ
و دختری که آب برگزیده است
نرگس برهمند![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۶ ساعت ۷:۳۵ ب.ظ توسط منتظر
|
ای آن که درنگاهت حجمی زنور داری