بهار چشم به راه
ای خوب!چشم عالم و آدم به راه توست
خورشید،زنده در هوس روی ماه توست
هر صبح می دمد به امید تو آفتاب
چشم سپید بر خط خال سیاه توست
سوسوی زندگی است به سویی اگر هنوز
از کوکب دعای شب و اشک و آه توست
از مرغ آرمیده به بالای بید مست
تا آهوی رمیده،همه،در پناه توست
رنگ گناه،روی جهان را سیاه کرد
تنها چراغ روشن این شب،نگاه توست
هر جا که باز می کند آغوش،زندگی
مژده رسد که نوقدمی از سپاه توست
کنعان به بوی پیرهنت می زند نفس
جاة جهان-عزیز-به«ژرفا»ی چاه توست
در آرزوی لطف«ربیع الانام»باز
چشم بهار هم-گل نرگس-به راه توست
سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قلب تپیده و مهربان،تن سالم،دل شاد،روح بزرگ
دست بخشنده،پای پرتوان و...
لبخند رضایت خداوند
آرزویم برای شماست
عیدتون،بهارتون و زندگیتون مبارک![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۹:۵۷ ق.ظ توسط منتظر
|
ای آن که درنگاهت حجمی زنور داری