سال نو مبارک
ماه مجنون
درخت دوستی بنشان که کام دل به بارآرد نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار دارد
شب صحبت غنیمت دان که بعد ازروزگارما بسی گردش کند گردون بسی لیل ونهارآرد
بهارعمرخواه ای دل وگرنه این چمن هرسال چونسرین صد گل آردبارچون بلبل هزارآرد
چو مهمان خراباتی بعزت باش با رندان که درد سرکشی جانا گرت مستی خمارآرد
خدا راچون دل ریشم قراری بست با زلفت بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد
عماری دارلیلی را که مهد ماه درحکمت خدایا دردل اندازش که بر مجنون گذار آرد
دراین باغ از خدا خواهد دگرپیرانه سرحافظ
نشیند برلب رودی و سروی درکنارآرد
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۸ ب.ظ توسط منتظر
|
ای آن که درنگاهت حجمی زنور داری