از شب گريزان بودم ، چون تاريك بود و سياه روز را دوست ميداشتم و سپيدي را، اما اكنون نقطه اوج آرزوهايم شب است و تاريكي. زيرا در خلوتگهم ، با دلم، با آرزوهايم ، با تنهاييم، با روياهاي تلخ و شيرينم ، بزمي عاشقانه خواهم داشت.